محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6749

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بودند ، صبحگاهان به تركان تاختند كه بسيار كس از آنها كشته شد ، باقيمانده هزيمت شدند و اردوگاهشان به غارت رفت و مسلمانان به سلامت و با غنيمت بجاى خويش بازگشتند . در شعبان اين سال خبر آمد كه فرمانرواى روم يكصد صليب همراه يكصد - هزار مرد به مرزها فرستاده كه جمعى از آنها سوى حدث رفته‌اند و هجوم برده‌اند و هر كس از مسلمانان را كه بدست آورده‌اند اسير كرده‌اند و حريق به پا - كرده‌اند . در ماه رمضان همين سال ، از رحبه نامه اى از قاسم بن سيما به سلطان رسيد كه مىگفت كه بدويان بنى عليص و وابستگانشان كه ياران قرمطى بوده بودند و از وى و سلطان امان گرفته بودند پيمان شكسته‌اند و خيانت آورده‌اند و آهنگ آن داشته‌اند كه به روز فطر هنگام اشتغال مردم به نماز عيد به رحبه هجوم كنند و هر كه را بدست آوردند بكشند و حريق بپاكنند و غارت كنند ، من با آنها حيله كردم و يكصد و پنجاه كس از ايشان را كشتم و اسير كردم . بجز آنها كه در فرات غرق شدند . من اسيران را كه گروهى از سران قوم از آن جمله‌اند با سركشتگان همراه مىآورم . چنان كه گفته‌اند ، در آخر ماه رمضان اين سال ، نامه اى از ابى معدان آمد ، از رقه ، ( 117 كه خبر مىداد كه از طرسوس خبر بنزد وى رسيده كه خدا غلام زرافه را در غزايى كه با روميان در شهر انطاكيه داشته ظفر داده . گفته‌اند كه اين شهر همسنگ قسطنطنيه است و بر ساحل درياست و غلام زرافه آن را به شمشير و غلبه گشوده و چنان كه گفته‌اند پنج - هزار كس را در آنجا كشته و همانند اين تعداد اسير گرفته و چهار هزار اسير را نجات داده و شصت مركب از روميان گرفته و طلا و نقره و اثاث و پرده ها را كه به غنيمت گرفته بر آن بار كرده و سهم هر مردى كه در اين غزا حضور داشته هزار دينار تخمين شده كه مسلمانان از اين خوشدل شده‌اند . من اين نامه را با شتاب مىفرستم كه وزير از